محمدجواد رحمانی آلاشتی
به گزارش چامه شمال، در دنیای امروز، روابط عمومی دیگر یک واحد انتشاراتی یا خبری نیست بلکه یک بازوی استراتژیک مدیریت ارتباطات، برندسازی سازمانی و مهندسی مشارکت اجتماعی است.
وقت آن رسیده تا نگاه ها به روابط عمومی تغییر کند و یک بار برای همیشه ساختار و ارتقای جایگاه اداری روابط عمومی به طور جدی مورد توجه قرار گیرد و این مشکل قدیمی در ساختار اداری کشور برای همیشه حل شود.
اگر به معنای واقعی دنبال آن هستیم که روابط عمومی بتواند نقش خود را در جهت انعکاس درست و به موقع اقدامات دستگاه ها ایفا کند و هم مشارکت مردم و اعتماد عمومی را همراه داشته باشد، نباید بگذاریم تا روابط عمومی در سلسله مراتب اداری بی صدا و مظلوم باشد. از همین رو دولت باید عزم خود را جزم کند تا ساختار روابط عمومی در کشور را باز آفرینی کند.
و این محقق نخواهد شد مگر این که نگاه به روابط عمومی تغییر کند تا طی فرآیندی سیستماتیک همراه با علم و هنر و هم با نگاه مردم گرایانه از روابط عمومی سنتی و اطلاعرسانی صرف، کلیشه ای و خشک به مدیریت استراتژیک ارتباطات یعنی (تغییر رفتار و مشارکت اجتماعی) تبدیل شود.
یقیناً در این فرآیند و وضعیت موجود در کنار تمام زحمات و تلاش هایی که صورت می گیرد اما معضلات و چالش هایی گریبان گیر روابط عمومی ها است که باید به سرعت مرتفع و اصلاح شود.
مسائل فنی و علمی یعنی عدم تطابق زبان تخصصی با زبان عمومی، به طور واضح تر، کارشناسان و کارکنان هر اداره یا سازمانی با مفاهیم فنی و تخصصی کار میکنند که روابط عمومی هر چقدر تلاش کند شاید نتواند ترجمه این مفاهیم علمی به زبان ساده و اثرگذار را برای مردم داشته باشد، در نتیجه، پیامهای سازمان برای عامه مردم گنگ و بی معنا و خشک و اداری خواهد بود.
فقدان مدیریت دادههای ارتباطی، یعنی عدم استفاده از ابزارهای تحلیل داده برای سنجش میزان نگرش مردم به سیاست های هر سازمان از معضلات دیگری است که باید فکری اساسی برای آن شود.
لایه هنری و خلاقانه، یعنی این که ما هنوز در سازمان ها از تصاویر، گرافیک، روش ها و ابزارهای قدیمی، بیکیفیت و غیر جذابی استفاده می کنیم که نمیتواند شکوه و اهمیت موضوعات و اقدامات دستگاه ها را به چشم مخاطب به ویژه نسل جوان به خوبی منتشر و منعکس کند و به شدت کلیشه شده است.
نکته مهمی که در بحث هنری و خلاقانه وجود دارد، بحث ضعف در روایت گری است، یعنی روابط عمومیها به جای روایت کردن رویدادها و اتفاقات اثرگذار، تنها به انتشار اخبار خشک اداری (جلسات، بازدیدها و...) بسنده میکنند.
اما ضعف ساختاری و مدیریتی از همه مهم تر است. یعنی روابط عمومی به جای این که پیش دستانه عمل کند، بیشتر واکنشی عمل می کند. به معنای شفاف تر، روابط عمومیها در ادارات و سازمان ها، معمولاً زمانی وارد عمل میشوند که بحران یا مشکلی رخ داده باشد و آنها نقش( آتشنشانی رسانهای ) را ایفا می کنند، نه نقش پیشگیری و آگاهی بخشی.
در ادامه باید به ضعف در لایه اجتماعی اشاره کرد، یعنی ایجاد شکاف اعتماد عمومی و عدم حضور فعال در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی برای پاسخگویی به شبهات مردم در مورد موضوعات مهم کشور، باعث شده تا روایت های نادرست یا خصمانه در مورد سیاستهای اداری، فضای عمومی را تسخیر کند.
در پایان باید گفت که اگر هنوز می خواهیم روابط عمومی ها را صرفاً برای تهیه و انتشار خبر، نصب بنر و برگزاری همایش ها ببینیم، نباید به فکر موفقیت و ارتقای آن سازمان یا اداره باشیم. اما اگر روابط عمومی را به عنوان ابزاری برای شکل گیری و تقویت ارتباط میان دولت و مردم به کار بگیریم، یقین بداریم که در ریل پیشرفت و موفقیت با مشارکت و اعتماد عمومی قرار خواهیم گرفت.
انتهای پیام/