رقیه توسلی
به گزارش چامه شمال، هوا ملغمهی گرما و خُنکاست. سی درجهی گولزنک.
آمدم "آکند". شهر آکند بخش رودپی. پانزده کیلومتری ساری.
وبینار است. سمینار مجازی آب و فاضلاب. میخواهم جریان نشست وزیر نیرو و عملکرد آبفا و روستاها را بشنوم.
کنار ایستگاه پمپاژ، خیمه برزنتی علم کردهاند. به جمع میپیوندم. مدیرکل آبوفاضلاب مازندران، عالیه زمانی و عمران عباسی نمایندگان مردم و معاون عمرانی استاندار را در پیشانی مجلس میبینم.
خبرنگاران هستند، شرجیِ خزر هست، دوربینها روشناند، مسئولان کشوری توی مانیتور مصاحبه میکنند، مدعوین صندلیها را پُر کردهاند، کارکنان روابط عمومی تکاپو دارند و دخترکی هم بالای دیوار بلوکی خانهشان با کاسهای چیپس نشسته به تماشا.
ترکیب خوبیست. همانطور که احوالِ جستجوگر دخترک میچسبد به ذهنم با خودم میگویم خیر ببیند این مجموعه دغدغهمند که آمد پای کار آب و سامان روستاهای کشور را گذاشت توی برنامه.
مراسم دو ساعتی طول میکشد. دقت میکنم. واژههای تکرارشونده اینهاست؛ دولت چهاردهم، پویش "ایران آباد"، آب شُرب، حمایت، پروژههای آبرسانی، زیرساخت، مدیریت، وزارت نیرو، پروژههای درحال اجرا...
مدیر استانی و مطالبه ملی
آنقدر گوش میدهم و میبینم تا نوبت میرسد به برارزاده و شرح گزارش آبفا مازندران. آقای مدیر از افتتاح و بهرهبرداری ۱۷۵ پروژه آبرسانی با جمعیتی حدود ۳۲۱ هزار نفر خبر میدهد. از ۱۴ هزار و ۳۲۸ میلیارد ریالی که صرف اجرای پروژهها شده. از ۴۱ باب منبع تامین و حفر چاه، ۵۶ مخزن ذخیره، ۱۷ واحد ایستگاه پمپاژ، ۵۱ کیلومتر خطوط آبرسانی، ۹۵ کیلومتر توسعه شبکه توزیع و ۹ واحد تصفیهخانه و فیلتراسیون. و از ۱۲۳۵ پروژهای که در مازندران درحال اجراست.
خطاب به وزارتخانه میگوید: به عنوان یک استان پدافندی در جنگهای ۱۲روزه و رمضان با زیرساخت ۳ و نیم میلیونی، خدمات به ۱۷ میلیون جمعیت شناور را با تمام عشق و توان انجام دادیم و امروز از طرف مردم بزرگ مازندران اعلام میکنم میدانیم بزرگی، ریاضت دارد و هزینه. ریاضت را استان صبوری میکند و هزینه را حاکمیت با محبت شما برآورده خواهد کرد تا بتوانیم با اجرای پروژهها، میزبان شایستهای برای ایران باشیم.
برارزاده میگوید: رسم ما، رسم سقاییست؛ از خودمان میگذریم، اما از وظیفهمان هرگز.
ایران را آباد میکنیم
وقت برگشتن میبینم "دخترکِ آکندی" نرفته و هنوز آنجاست. از حس کنجکاویش خوشم میآید.
حیف که سناش قد نمیدهد وگرنه میروم سر سفره چیپساش و از تصمیمات آبی اتفاق افتاده برایش میگویم. اینکه خبرهای خوشی در راه است. مفصل از آبرسانی به ۴۷۲ روستا میگویم و هر هفته ۵۰ روستا. اینکه از خودم درنمیآورم. آمارها این را میگوید. پروژههای کشوری این را میگوید.
برایش توضیح میدهم توی آن خیمه، خبرها بود. میگویم بنر زدهاند "پویش سراسری افتتاح طرحهای مهم صنعت آب و برق". که جلسه تلویزیونی با وزیر نیرو برقرار بود و غیر خودمان، ۴ استان آمدند گزارش کار دادند. نه از این معمولیها. نه! گزارشات امیدوارکننده. انگار در مسیر آبرسانی و توسعه پایدار واقعا قرار است اتفاقاتی بیفتد. سیستانوبلوچستان آمد، خراسان، خوزستان، کرمان. ما زیر آن خیمه تا مشهدالرضا هم رفتیم و به امام رئوف سلام دادیم و بعد یکراست تا جنوب کوچ کردیم، تا گرمای ۵۰ درجه. بعد با ذوق برایش میگویم هموطنان دوردست نقشه را دیدیم که با آمار دلگرمکننده آمدند جلوی دوربین.
از خودمان هم حرف میزنم. از مازندران، از مسئولِ ساعیِ کنشگر. که چطور پشت تریبون، شرح اقدامات و اعداد داد. اعداد بدردبخور. مثلا خطاب به وزیر از ۹۰ روستایی گفت که شاهد آبرسانی در آن هستیم و از ۸۵ روستایی که ارتقا یافتند و دیگر تنش آبی ندارند.
و به دخترک توضیح میدهم چطور شنیدن این عددهای تُرد و خوشمزه، زیر دهان آدم مزه میکند. درست مثل چیپس و ماستی که دارد سر دیوار میل میکند.
خبرنگارنوشت:
تشنهام. بطری آبی که از جلسه آوردم را باز میکنم و میاندیشم به آکند، به دخترکی که انگار دارد سهم آیندهاش را مطالبه میکند، به شرجی مرداد، جهاد آبی، به سدهای تشنه و به اندرز رهبر شهید. به ایشان که میگفت: لازم است از تولید تا مصرف تا بازیافت، آب را صرفهجویی کنیم.
انتهای پیام/
ارسال دیدگاه