بنظرم پاییز فصل متمایزیست. فصلی که میشود پابهپایش ذوق و شور به خرج داد و نشست پای روایتهای تازه. پای فراز و نشیبهای مردمانی که جنس صبر و پشتکارشان طلاییست و اهل ماندن پشت درهای بسته نبوده و نیستند. مردمانی آبدیده. زنانی که به شکست و توکل و تکاپو در زندگی جور دیگری باور دارند.
آخرین بار سال ۹۷ بود که به مرکز نمایشگاهی نیاوران رفتم. "زندهیاد رضا سیاه منصوری" برای نشست رسانهای از خبرنگاران خواسته بود اینجا حاضر شوند. در بدو ورود خاطره آن دیدار برایم زنده شد و فاتحهای نثار بنیانگذار این مرکز کردم.
اینجا بلوار آزادیست بوقتِ دوازدهم آذرماه... بعد از چندماه آسمانِ خشک، امروز ابرهای گوش به فرمان خدا آمدند و در معیت دلتنگی مادران شهدا باریدند... مستدام باریدند... خودشان را رساندند لالوی جماعتی که در فراقِ پارههای تنشان، هنوز ابرند. قریبِ ۴۰ سال!
متولیان سازمان بسیج ادارات سپاه کربلا، نشست خبری خود با اهالی رسانه را در دودانگه برگزار کردند... جایی ۷۰ کیلومتر دورتر از ساری... در جوار یک کارآفرین... در بومگردی "مهربانو".
امروز، روز شگفتانگیزی بود.
تصورش را بکنید مردادماه است و از دمای ۳۴ درجه سانتیگراد، از گرما و شرجی شهر رها شوی سمت خنکای ۲۰ درجه. آنوقت یک دشت پُر از اسب و گوسفند ببینی. پسربچههای ییلاقی که عین قدیمها موبایل بدست نیستند و دارند گردوبازی میکنند. بعد گلهی غاز و نیسانهای بلندمرتبه کاه و سدی که قد و اندازهی آبش سرمستت کند.
23 مرداد 1404
گفتگو با "صمد سلمانی" که موکبداری را به ارث برده است؛
به مراسم حلیمپزان در محله "قُرُق" دعوت میشوم. گوگل میکنم و درمییابم که قرق، روستایی بود از توابع بخش مرکزی شهرستان ساری در استان مازندران که در سال ۱۳۹۵ به شهر الحاق شد.
31 تیر 1404
شهرداربازی؛ رویهای ناپسند که در مازندران اپیدمی شده است
پا به محوطه ادارهکل منابع طبیعی مازندران منطقه ساری که میگذارم، فیالفور به اسفندماه دوسال پیش میروم. عکسهای یادگاری رسانهها و متولیان منابع طبیعی در کنار درخت غرس شدهی یادبود خبرنگاران در محوطه این ادارهکل پیش چشمم رژه میرود.