یک عاشقانه‌ی کاغذی+ ویدئو
مصاحبه‌ای که با ۱۶ سال تأخیر منتشر شد؛

یک عاشقانه‌ی کاغذی+ ویدئو

همین چند سال پیش بود که با ۳ خواهر که همگی مادر شهید بودند مصاحبه کردم و مصاحبت با این عزیزان چنان دلنشین بود که گذشت روزگار ذره‌ای از آن کم نکرد.

به گزارش چامه شمال، در آن همنشینی، مادرِ شهید "یزدان سلطان‌تویه" عنوان کرد که بیش از ۳۰ سال است که برنامه ظهرانه صدا و سیمای مازندران را گوش می‌کند بلکه وصیتنامه شهیدش را از رادیوی ترانزیستوری آشپزخانه بشنود که متاسفانه تا آن روز این اتفاق نیفتاد. خاصه‌ای که شاید رویای همه‌ی مادران شهدا باشد.

پس از یک دهه از آن اتفاق به مصاحبه با خانواده شهید "امرالله امیری" دعوت شدم و قسمت شد حاجیه‌خانم "ام‌لیلا عشریه" را ملاقات کنم. مادر محجوبی که سالها در انتظار چاپ سرگذشت فرزندش در روزنامه بود. مادری که پس از شهادت دلبندش، هرگز صورتش به خنده وا نشد.

باتفاق یکی از همکاران رسانه‌ای که از قضا اغلب سوژه‌های خبری را با هم دنبال می‌کنیم و برای رسیدن به روایت‌های ناب، سَر از پا نمی‌شناسیم، راهی جویبار شدیم و با حاجیه‌خانم عشریه گفتگو کردیم... گفتگویی بی‌پیرایه از جنسِ ایثار، متانت، عشق و ادب.

نتیجه آن دیدار روایتی از سرگذشت شهید امرالله امیری شد و با همراهی مدیرمسئول روزنامه "تیرنگ"، آرزوی ۱۶ ساله این مادر برآورده شد.

روزنامه‌ منقش به تصویر امرالله به مادر که رسید، از اینکه برق چشمانش را دیدیم و دعاگویمان شد، سرِ ذوق آمدیم و بغض‌مان گرفت.

این داستانِ واقعی را در ویدئوی ذیل دنبال کنید:

 

گزارش: حسین احمدی - مجتبی قربانی

تدوین: سید روح‌الله شجاعی


ارسال دیدگاه