بیایید! جهان نور می خواهد

بیایید! جهان نور می خواهد

نغمه‌ی "الهی العفو" که پَر می‌کشد به آسمان و ماه که می‌افتد لبِ ایوانِ عاشقی، هیچ حالی خوشتر از به یاد شما افتادن نیست، معصوما... دارالقرارِ ماست، نام تان.

رقیه توسلی

به گزارش چامه شمال، مهدی‌جان! مائیم، همان بد عهدانِ روزگار. همان قومی که در شادی و اندوه می‌غلتند. همان‌ها که نمی‌بینند شما فانوس به دست در جاده و بیراهه ایستاد‌ه‌اید.

مائیم، همان مویه کن‌ها. پشیمان‌ها. همان‌ها که هرروز سر به سرِ عشق گذاشته‌اند.

مولاجان! تقویم ورق خورده و شعبان است. حالا سینه‌هایمان پُر از نجواست. پُر از جوشن کبیر. پُر از دعا و ندبه‌ی ظهور. قصد کرده‌ایم مهلت‌های از دست گریخته را پشت سر بگذاریم و از گس بودن فرار کنیم. می‌خواهیم عاشق باشیم. می‌خواهیم اهلِ روزگارِ شوخ و شنگ نباشیم. درد بد بودن را بشوییم با توبه. می‌خواهیم این روزهای مانده تا رمضان به درندشتی آسمان و زمین، یکنفس اماما بخوانیم. سردهیم حضرت موعود، کجای این بیکرانه در غربت‌اید که این همه قرن یتیمی و ندیدن، اشکبار است.

کاش بیایید. کاش به وساطت و شفاعت عمه‌ی سادات، هفتمین روز این هفته دیگر نخوانیم الّلهم عجّل لولیک الفرج. کاش بشتابیم به پا دررکابی "خوبِ مطلقِ جهان". کاش نماز جماعت این جمعه‌مان خالی از ابر و باران باشد. کاش فرشته‌ها بانگ بردارند: جاء الحق. کاش بر جهان نور بپاشد. کاش مبتلای رخسار مسافرمان شویم و این رمضان، دیگر نگوییم: «ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی»...

انتهای پیام/


ارسال دیدگاه