اعلامیه اش را به دیوار حسینیه که می بینم، وا می روم. پیرغلام رفته. "کربلایی اسرافیل" رفته. آنهم حالا. حالا که باید مهمان داری کند و مجلس اربابش را بچرخاند.
29 تیر 1402
در باب برگزاری مسابقه جایزه بزرگ اهداف پروازی بابلسر؛
جمعه گذشته احمدکلای بابلسر میزبان ۱۵۰ تیرانداز اهداف پروازی در مسابقه جایزه بزرگ تراپ بود. جایزه بزرگی که بزرگیاش تحتتاثیر رفتارها و کُنشهای ناپسند قرار گرفت و کام همگان را تلخ کرد.
"آفاق خانم" تازگی ها دخترش را عروس کرده. پیش از این هر وقت توی گذر می دیدمش کلی خوش و بش و همسایگی بود که بینمان ردوبدل می شد اما اوضاع تغییر کرده و حالا عجیب توی لاک است.
برای پانزدهمین بار است که نمی شود. خیلی علاقمند بود به پشت میزنشینی و اداره. اغلب امتحانات استخدامی را گذرانده بود. دیگر یَلی شده بود برای خودش در آزمون بازی. در رصد آگهیهای جذب نیرو.
روی صندلی یک غُرفه نشسته ام و به چهره های ناآشنایی نگاه می کنم که با یک وجه اشتراک زیبا در کنار هم اند. اینکه کلمات و جملات می تواند از همه شان دلبری کند. اصلا اردیبهشت است و همین نمایشگاه آدم ها و کتاب هایش!